تبلیغات
شاهد - رسوا دل من ...

رسوا دل من ...

نویسنده : محمدهادی طباطبایی پنجشنبه 9 آبان 1392 11:24 ب.ظ  •    ارسال شده در: ادبیات و شعر


نی حدیث راه پر خون می کند
قصه های عشق مجنون می کند

در غم ما روزها ، بی گاه شد
روزها با سوزها همراه شد

روزها گر رفت ، گو رو ، باک نیست
تو بمان ، تو بمان ، ای آن که چون تو پاک نیست

تو بمان ، ای آن که چون تو پاک نیست
شمع و پروانه منم ، مست می خانه منم


رسوای زمانه منم ، دیوانه منم
رسوای زمانه منم ، دیوانه منم

یار پیمانه منم ، از خود بیگانه منم
رسوای زمانه منم ، دیوانه منم

رسوای زمانه منم ، دیوانه منم

چون باد صبا در به درم ، با عشق و جنون هم سفرم
شمع شب بی سحرم ، از خود نبود خبرم
رسوای زمانه منم ، دیوانه منم

رسوای زمانه منم ، دیوانه منم

تو ای خدای من ، شنو نوای من
زمین و آسمان تو ، می لرزد به زیر پای من

مه و ستارگان تو ، می سوزد به ناله های من
رسوای زمانه منم ، دیوانه منم

رسوای زمانه منم ، دیوانه منم

وای از این شیدا ، دل من
مست و بی پروا ، دل من

مجنون هر صحرا ، دل من
رسوا دل من ، رسوا دل من

لاله ی تنها ، دل من
داغ حسرت ها ، دل من

سرمایه ی سودا ، دل من
رسوا دل من ، رسوا دل من

خاک سر پروانه منم ، خون دل پیمانه منم
چون شور ترانه تویی ، چون آه شبانه منم
رسوای زمانه منم ، دیوانه منم




آخرین ویرایش: پنجشنبه 9 آبان 1392 11:32 ب.ظ

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.