تبلیغات
شاهد - آنکس که فرهنگ نورزد به چه ارزد؟!

آنکس که فرهنگ نورزد به چه ارزد؟!

نویسنده : محمدهادی طباطبایی سه شنبه 24 بهمن 1391 12:45 ق.ظ  •    ارسال شده در: دست نوشته های شخصی

امروز یعد کلی دوری چشمان مبارک از مصحف و کتاب چند ورقی بر کتابی زدیم و از قضا به تعریف فرهنگ برخوردیم که عبارت بود از :

فرهنگ عبارت است از آگاهی ها،باورها،ارزش ها و زیر ساخت های فکری و جهانبینی که بر انسانها ،گروه ها و جریان های سیاسی -فرهنگی حاکم است و درعرصه های مختلف زندگی متجلی می گردد.
بکی از همین عرصه ها که بدان اشاره شد عرصه هنر است با همه متعلقات و شاخه هایش و به ویژه موضوع داغ این روزها جشنواره فجر.
مراسم اختتامیه برگزار شد و متاسفانه نتایج و خروجی جشنواره آنگونه که می بایست باشد نیود که نبود.
از کجایش بگم که دل هر انسان آزاده ای را به درد می اورد.از اعطای جایزه به خانم بازیگری که مشهود در حوادث فتنه حضور میدانی در صحنه داشت (بخوانید پگاه آهنگرانی] که زندان و هزار فسق و فجور در پرونده اش است تا بیانیه اختتامیه که توسط آقای فخیم زاده خوانده شد که عذا گرفته بودند برای سینمای کشور و کج سلیقگی دانستن عدم اکران بعضی از قیلمهای هنجار شکن در سینماهای کشور.
نوع پوشش آقایان و بالاخص بازیگران خانم را بگوییم که حتی دوربین های رسانه نیز جرات نمایش صحنه وچهره را از نمای نزدیک  نداشتن تا تیکه هایی که از دهک و خوشه یارانه و کلمات مکرر در مکرر سبز در سخنان کارگردانان و بازیگران  و امثالهم
کدامیک از افعال و حرکات ما با هنر و فرهنگ و واژگان تعریف شده سنخیت دارد؟
شهید آوینی جمله زیبایی گفته بود :  در جمهوری اسلامی همه آزادند الا حزب اللهی!
چیزی که عیان است چه حاجت به بیان است.
یه جایی نوشته بود ترجمه از یه متن شعر به زبان فضایی : پول که زیاد شد انسان می تواند بر ارزشها هم سوار شود.
اون هزینه های میلیاردی که از جیب این ملت شده زهر هلاهل شود بر گلوی آنهایی که نان به نرخ روز میخورند و ساز ناکوک می زنند.به شخصه رازی نیستم و از گوشت اسب آبی براشون تلخ تر باشد.
آقای حسینی وزیر محترم کلاهت بالاتر بگذار تا ببنی چه خبره!
پی نوشت :

چند نکته در باب اختتامیه جشنواره فیلم فجر مثلاً انقلاب اسلامی!:
1- از پوشش مستقیم تلویزیون باید تشکر کرد؛ هرچند شبکه ی آی فیلم انگار پخش زنده تری داشت تا نمایش که پخش نیمه زنده ای با 10 دقیقه تاخیر داشت.
2- معلوم شد همان کسانی که ادعا می کنند سینما را برای سینما می خواهند و دامنش از لوث جریانات سیاسی نگه باید داشت؛ بیشترین متلک پرانی سیاسی را در ویترین مواضع پر از دک و پز حود قرار دادند
3- فاصله جریان روشنفکری با مردم کمتر که نشده هیچ؛ روز به روز بیشتر می شود! سینما در دوره ی رکودی است که دوره ی گذار آن به شدت کند است! و دقیقاً شتاب گذار آن به کندی تغییر رنگ سبز بر مربع سه رنگ پرچم مقدس ایران است!
4- همـان هنرمندی که رسالتش افزون کردن قدرت تحمل یکدیگر در مردمان است؛ کمترین ظرفیت تحملی در مقابل جایزه گرفتن هم صنفی هایش را ندارد و تنها و فقط نفس بالذات خود و فیلمش را لایق تمامی سیمرغ ها می داند!
5- دست مریزاد به این جذب حداکثری! سیمرغ به پگاه آهنگرانی! می توانستند سیمرغ بهترین فیلم در بخش بین الملل را در همین راستای جذب حداکثری به فیلم ضد ایرانی آرگـــو (2012) بدهند!
6- "چ" حاتمی کیا که نرسید؛ رسوایی ده نمکی هم که قلع قمع شد، فقط دهلیز و فیلم شهید علم الهدی نقاط روشن این جشــنواره برای انقلاب اسلامی بود!

محمدحقیقت جو


برچسب ها: فرهنگ ، هنر ، رسانه ، سینما ، جشنواره فجر ، سرمایه ملی ، فتنه ،
آخرین ویرایش: سه شنبه 24 بهمن 1391 01:24 ق.ظ

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.